الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )

مقدمه 33

الخصال ( فارسي )

مىكند كه ميگويد : خط شيخ صدوق را در پشت جزوه اى ديدم كه نوشته بود : من بفلان ، فرزند فلان اجازه دادم كه كتابهاى پدرم على بن الحسين را روايت كند و شمارهء آن كتابها بالغ به دويست جلد است ، و بسى جاى تأسف است كه از اين همه ثروت علمى چيزى در دست نيست بجز نام چند كتابى كه نجاشى و شيخ طوسى در فهرستشان از آنها نام مىبرند و تقريبا بيست جلد كتاب است و از آن بيست جلد هم فقط كتاب الاخوان كه بمصادقة الاخوان معروف است در دست باقى مانده است . شيخ ما در سايهء اين چنين پدرى تربيت يافت و در اندك زمانى نمونهء كاملى از حفظ و ذكاوت گرديد بمجالس درس شيوخ حاضر ميشد و از آنان روايت ميكرد و زبان زد همهء مردم بود جوان نورسى بود كه درس محمّد بن الحسن بن احمد بن الوليد كه يكى از بزرگان دانشمندان عصر بود حاضر ميشد و متجاوز از بيست سال تحت تربيت و رعايت پدرش بود . ( اساتيد شيخ صدوق ) در قرن چهارم از هجرت حوزه‌هاى علمى مهمى در بلاد ممالك اسلامى تشكيل شده بود و آن قرن با داشتن علماء و دانشمندان دينى داراى امتياز خاصى است و شايد يكى از جهاتى كه موجب اين امتياز گرديده علاقه مندى دولتهاى وقت بعلوم دينى و تشويق علم و دانش بوده است كه ( الناس على دين ملوكهم ) . در مصر حكومت بدست فاطميّين بود كه برنامهء دولتشان ترويج از رجال دين و علم بود و امروز دانشگاه الازهر را نمونه اى از عظمت علمى آن روز مصر توان شمرد . در موصل و نصيبين و حلب و شام ، آل حمدان زمامدار مسلمانان بودند كه خود ، مردان شعر و ادب و نويسندگان نامى بودند ، در ايران سلطنت با ديلميان و آل بويه بود كه اكثر رجال دولت و فرمانداران از دانشمندان و شخصيتهاى علمى و ادبى تشكيل ميشد و مخصوصا در دوران سلطنت آل بويه دانشمندان موقعيّت و احترام خاصّى در اجتماع داشتند و در اثر همين اهتمام و احترام ، حوزه‌هاى علمى متعدّدى در شهرهاى رى و قم و خراسان و نيشابور و اصفهان تشكيل يافت و همچنين كشور عراق بواسطهء زمامداران صالح عدّهء بىشمارى از دانشمندان را در شهرهاى بغداد و كوفه و بصره و واسط تربيت كرد شيخ صدوق ره در مجلس درس بسيارى از دانشمندان اين عصر حاضر و از آنان استفادهء علمى نموده است كه عدد آنان بنا بنقل بعضى از ترجمه نويسان به 211 نفر ميرسد ( 1 ) .

--> ( 1 ) مقدمهء من لا يحضر الفقيه طبع نجف 1377 بقلم سيد حسن خراسان